عمل خراسان دستگیری خراسان رضوی اخبار حوادث

عمل: خراسان دستگیری خراسان رضوی اخبار حوادث

گت بلاگز اخبار حوادث اسم مستعار پسرخاله ام بود که با همسرم رابطه داشت، الهه جون&quot، با سرنگ به او سیانور تزریق کردم ، &quot

مرد 43 ساله ای که متهم است پسرخاله اش را با یک نقشه شوم به قتل رسانده در اعترافاتی تکان دهنده راز این جنایت هولناک را فاش کرد.

"الهه جون" اسم مستعار پسرخاله ام بود که با همسرم رابطه داشت/با سرنگ به او سیانور تزریق کردم

عبارات مهم : خراسان

مرد 43 ساله ای که متهم است پسرخاله اش را با یک نقشه شوم به قتل رسانده در اعترافاتی تکان دهنده راز این جنایت هولناک را فاش کرد.

خراسان نوشت: متهم این پرونده جنایی که با صدور دستورات خاص قضایی و ردیابی های اطلاعاتی کارآگاهان پلیس آگاهی خراسان رضوی در یکی از روستاهای نوار مرزی ارومیه دستگیر شده است هست، روز گذشته در حضور قاضی خاص قتل عمد مشهد لب به اعتراف گشود و راز جنایتی تکان دهنده را برملا کرد. او که در پاسخ به سوالات فنی و تخصصی قاضی «کاظم میرزایی» دچار تناقض گویی شده است بود هنگامی که لحظه ای چشم به مقام قضایی دوخت و فهمید که داستانسرایی دیگر فایده ای ندارد، سرش رامیان دستانش گرفت و این گونه به تشریح ماجرا پرداخت.

به خاطر این که در مغازه خودم کار می کردم کمتر جهت صرف ناهار به منزلم می رفتم. در این میان تقریبا از آخرهای سال 94 پسر خاله ام روابط نزدیکی با من پیدا کرده بود و گاهی جهت راه اندازی یک مغازه از من نظر مشورتی می گرفت.

اسم مستعار پسرخاله ام بود که با همسرم رابطه داشت، الهه جون&quot، با سرنگ به او سیانور تزریق کردم ، &quot

گاهی زنگ می زد که با من کار دارد و به من می گفت: در مغازه بمان تا من بیایم! ولی مرا سرکار می گذاشت و نمی آمد. تا این که آرام آرام به رفتارهای او مشکوک شدم. روزی دیگر با همین شگرد از من خواست در مغازه بمانم ولی هنگامی که با او تماس گرفتم که آیا نیامدی؟ گفت: مسافر دربستی گیرم آمد، نتوانستم نزد تو بیایم! هنگامی که گوشی را قطع کردم به منزلم زنگ زدم دختر کوچکم که حدود 4 ساله بود گفت: بابا «ج» اینجاست! نمی دانستم چه کنم! بلافاصله سوار بر ماشین به طرف منزلم رفتم ولی در بین راه به خاطر این که افکارم مغشوش بود تصادف کردم و دیگر به سمت منزل نرفتم ولی این ماجراها در حالی افکارم را آزار می داد که رفتارهای همسرم نیز به کلی عوض کردن کرده بود و با هر بهانه ای جر و بحث راه می انداخت.

همان شب هم هنگامی که همسرم را غرق در تلفن همراهش دیدم، انگار خوره ای به جانم افتاد به سمت او که رفتم دست و پایش را گم کرد و بلافاصله گوشی را خاموش کرد گوشی را از دستش گرفتم و گفتم رمز آن را بگو! ابتدا مقاومت کرد ولی هنگامی که تشری زدم که صدایم در منزل پیچید دیگر رمز آن را داد. داخل اتاق رفتم و همه پیامک هایش را بررسی کردم در این میان «الهه جون » توجهم را جلب کرد هرچه زیاد پیامک هایی را که با شماره تلفن «الهه جون، آمده بود، جست وجو می کردم بدگمانی هایم زیاد می شد آیا که این قول و قرارها نمی توانست مربوط به یک زن یا دختر باشد. عصبانی نزد همسرم بازگشته و فریاد زدم همه چیز را فهمیدم فقط بگو «الهه جون» کیست! او هم در نهایت هنگامی که خشم مرا دید همه چیز را لو داد و مدعی شد که از کارش پشیمان هست. او گفت: «ج» (پسرخاله ام) او را اغفال کرده و هنگامی که من در منزل نبودم وارد منزلم شده است است و …

مرد 43 ساله ای که متهم است پسرخاله اش را با یک نقشه شوم به قتل رسانده در اعترافاتی تکان دهنده راز این جنایت هولناک را فاش کرد.

شنیدن این حرف ها برایم خیلی سخت بود ولی همسرم را بخشیدم تا این که چند روز بعد تعدادی میهمان از شمال آمدند و من جهت آن که هنگام مصرف مواد مخدر راحت باشند آن ها را به منزل مادرم بردم آیا که آن جا خالی بود.

وقتی میهمان ها رفتند من نقشه ای کشیدم تا «ج» را به قتل برسانم. او را با توسل به حیله و نیرنگ به منزل مادرم کشاندم از قبل مقداری سیانور داخل سرنگ ریخته بودم، در چهارگوشه تخت خواب طناب هایی را آماده کرده و چاقو و شوکر نیز زیر تخت گذاشته بودم. هنگامی که پسرخاله ام رسید از او خواستم تا کمی مرا مشت و مال بدهد در همین هنگام دستم را زیر تخت بردم و چاقو را بیرون کشیدم او ترسیده بود که با طناب دست و پاهایش را بستم و با شوکر شکنجه اش کردم تا ماجرای رفت و آمد به منزلم را تعریف کند او هم که دیگر چاره ای نداشت همه حقیقت را گفت، طناب را دور گردنش پیچیدم و سرنگ حاوی سیانور را هم به او تزریق کردم. طناب را آن قدر محکم کشیدم که دیگر بی حرکت شد. بعد از آن مدتی را در خیابان و بی نشانه دور زدم! نمی دانستم چه کنم! به منزلم رفتم و استحمام کردم، همسرم به من مشکوک شده است بود و مدام پرسش می پرسید.

بعد از آن تصمیم گرفتم جسد او را داخل چاه فاضلاب بیندازم! مقداری سیمان ، شن ، آهک و … خریدم و پتکی هم با خودم برداشتم هنگامی که به منزل مادرم رسیدم جسد خشک شده است بود. طناب ها را باز کردم و چادری را دور جسد پسرخاله ام پیچاندم. سپس پیکر بی جان او را با تخریب دهانه، داخل چاه انداختم. می دانستم دستگیر می شوم، خیلی ترسیده بودم همه آثار را از بین بردم، انگشترش را زیر لامپ رقص نور منزل مخفی کردم، سوئیچ خودرواش را هم خرد کردم و درون سطل زباله انداختم. تا این که ظهر روز بعد هنگامی که درحال صرف ناهار بودم ناگهان خاله ام تماس گرفت فهمیدم دنبال «ج» هستند ولی گفتم اطلاعی ندارم تا این که کار به ترساندن کشید که به پلیس گزارش می دهند.

اسم مستعار پسرخاله ام بود که با همسرم رابطه داشت، الهه جون&quot، با سرنگ به او سیانور تزریق کردم ، &quot

وقتی این جمله را شنیدم هراسان لوازم شخصی ام را جمع کردم و به همسرم گفتم هرچه پول در منزل داریم به من بدهد آن جا بود که به زنم گفتم، «ج» را کشته و جسدش را داخل چاه فاضلاب منزل مادرم انداخته ام! او به گریه افتاد، حالش بد شد و من هم از منزل بی نشانه بیرون زدم. ابتدا به پلیس راه رفتم و به سوی شمال حرکت کردم 2 شب را در منزل یکی از دوستانم بودم به او گفتم با همسرم اختلاف دارم! قصد داشتم از کشور عزیزمان ایران خارج شوم ولی از شمال نمی توانستم بروم این بود که به سوی زابل رفتم ولی زمانی که در یکی از روستاهای مرزی بودم پشیمان شدم و تصمیم گرفتم از طریق مرزهای غربی به عراق فرار کنم که باز هم نتوانستم و با ناامیدی تمام به سوی ارومیه رفتم تا از طریق مرزهای ترکیه بگریزم که آن جا هم دستگیر شدم.

گزارش خراسان حاکی است : در پی اعترافات صریح متهم این پرونده جنایی، قاضی میرزایی با صدور قرار بازداشت موقت، وی را جهت کشف زوایای پنهان دیگر پرونده در اختیار کارآگاهان پلیس آگاهی خراسان رضوی گذاشت تا بررسی های بیشتری در این باره صورت گیرد.

مرد 43 ساله ای که متهم است پسرخاله اش را با یک نقشه شوم به قتل رسانده در اعترافاتی تکان دهنده راز این جنایت هولناک را فاش کرد.

سابقه خبر

ششم خرداد گذشته، زن 38 ساله ای با مراجعه به نیروهای انتظامی راز یک جنایت را فاش کرد و گفت: همسرم که هم اکنون متواری است پسرخاله اش را کشته و جسد او را درون چاه فاضلاب منزل مادرش در خیابان حر عاملی انداخته هست. در پی این گزارش و کشف جسد، بلافاصله قاضی «کاظم میرزایی» دستور دستگیری متهم فراری را صادر کرد و بدهید ترتیب گروهی از کارآگاهان با نظارت مستقیم سرهنگ «حمید رزمخواه» (رئیس پلیس آگاهی خراسان رضوی) وارد عمل شدند و متهم را دستگیر کردند.

اسم مستعار پسرخاله ام بود که با همسرم رابطه داشت، الهه جون&quot، با سرنگ به او سیانور تزریق کردم ، &quot

واژه های کلیدی: خراسان | دستگیری | خراسان رضوی | اخبار حوادث

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs